تصور کنید ماشین تراش روباتیک شما که به دقت طراحی شده است در گاراژ ساکت نشسته است. شما دکمه ی شروع را فشار می دهید و سرعت موتور به آرامی افزایش می یابد. صدای آرام خوشایند است.اما وقتی سرعت چرخش به یک نقطه بحرانی برسد، صحنه به طور چشمگیری تغییر می کند: ماشین استیبل ناگهان شروع به لرزش شدید، به اندازه کافی قوی به طور فوری به پیچیدن eyebolts فولادی قوی، اشکال قطعات،و حتی از داخل شاسی فلزی هم می شکنهاين افکت هاي ويژه اي از فيلم هاي خيالي نيست اين يه کابوس واقعي مهندسی است
به عنوان یک مهندس، من معتقد بودم که من به طور کامل مشکل افزایش فعلی را در هنگام راه اندازی موتور با پیاده سازی PWM (Pulse Width Modulation) کنترل سرعت تکنولوژی حل کرده ام.اما واقعیت یک درس سخت به ما داد: کنترل سرعت من به طور ناخواسته به یک همدست در تحریک رزنشن سیستم تبدیل شده بود.ما منطق عمیق تر پشت این فاجعه مکانیکی را تجزیه خواهیم کرد و کشف خواهیم کرد که چرا در مهندسی، بعضي وقتا هر چه بهبود بيشتر باشد، خطرناک تر ميشه
برای درک این فاجعه، ما باید ابتدا یک مفهوم فیزیک را معرفی کنیم" فرکانس طبیعی".
هر چیزی از فنجان قهوه ای که در دست دارید تا آسمان خراش های بلند حتی شاسی یک ماشین چمن زنی دارای "DNA ارتعاش" منحصر به فرد خود استصداي واضحي از صداي صداي صداي صداي صداي صداي صداي صداي صداي صداي صداي صداي صداي صداي صداي صداي صداي صدابرای ساختارهای مکانیکی پیچیده، وضعیت پیچیده تر می شود زیرا ممکن است دارای فرکانس های طبیعی چند حالت باشند.
در مورد ماشین چمن زنی من، خود شاسی یک سیستم ارتعاش پیچیده بود.که به سیستم اجازه می دهد تا اساساً از "منطقه رزوناسیون" خطرناک عبور کند در یک فلاش مانند دویدن بر روی یخ نازک قبل از شکستناما با کنترل سرعت PWM، سرعت موتور اساساً از طریق نقطه رزونانس حرکت می کرد. هرچه بیشتر در آن فرکانس خاص باقی می ماند، شاسی انرژی بیشتری را جذب می کند.وقتی فرکانس تحریک با فرکانس طبیعی ساختار مطابقت داشته باشد، انرژی به صورت نمایی تقویت می شود و در نهایت باعث شکست خستگی در اجزای ساختاری می شود.
در عمليات مهندسي، ما هميشه به دنبال "سفتي" هستيم. منحني هاي جريان صاف به معناي ضربه کمتر، عمر موتور بلندتر و کار با ظرافت بيشتر است. اما من يک حقيقت مهم را فراموش کردم:یک ماشین چمن زنی یک موتور جدا شده نیست این یک سیستم پویا کامل است.
وقتی سرعت به تدریج افزایش می یابد، ما اساساً یک آزمایش خطرناک انجام می دهیم. وقتی سرعت موتور از صفر به 1000 دور در دقیقه، 2000 دور در دقیقه می رسد...تا زمانی که به یک مقدار مشخصی برسد که به طور تصادفی با فرکانس مدال صفحه فولاد مطابقت داشته باشددر آن لحظه، لرزش های کوچک در اصل ده ها یا حتی صدها بار تقویت می شوند. این انباشت انرژی نه تنها فلز را پاره می کند بلکه بارگذاری معکوس را ایجاد می کند.باعث می شود که سیستم کنترل موتور "تراکم سرعت" را تجربه کند.در حالی که موتور تلاش می کند سرعت را افزایش دهد، لرزش شدید در انتهای بار مانند یک دست نامرئی است که آن را به عقب می کشد.
در مواجهه با چنین درس هایی، ما نمی توانیم فقط در "برقراری آن" متوقف شویم، ما باید تفکر طراحی را از اصول اساسی بازسازی کنیم.
این بحران رونمایی ماشین چمن زنی یک بیداری حرفه ای عمیق بود. به من آموخت که طراحی مهندسی هرگز یک بهینه سازی تک بعدی نیست.قانون تعادل چند محدودیتما نه تنها به دنبال اجرای عملکردی بلکه کنترل دقیق بر مرز های پویایی سیستم هستیم.
عالی بودن مهندسی واقعی اغلب در جزئیات نامرئی پنهان می شود. وقتی ما الگوریتم های بهینه سازی را کد گذاری می کنیم یا دنده های تقویت شده را در CAD طراحی می کنیم، در واقع با قوانین فیزیک صحبت می کنیم.تنها با درک عمیق از "طبیعت" یک سیستم، ماشین ها می توانند عملکرد کارآمد و قابلیت اطمینان فولادی را به دست آورند.
در توسعه آینده، ما این درس ها را به اصول طراحی استاندارد تبدیل خواهیم کرد. چون می دانیم: تنها با احترام به فیزیک می توانیم ماشین آلات را تسلط دهیم.فقط با درک ريزانسي ميتونه روبات هاي چمن كشي واقعاً به پايدارترين رقصنده هاي باغ تبديل بشن. "